|
شبهای من
|
|
جز در هوای تو نشود باز بال من شبهای من به یاد نگاه تو روشن است هرگز نمی روی نفسی از خیال من در سوختن خلاصه شود لحظه لحظه ام از برگ برگ لاله بخوان شرح حال من تو چشمه ای و من به زلال تو تشنه ام بی تو به رنگ شب گذرد سال و ماه من با جلوه ای خزان مرا نو بهار کن ای بهترین جواب برای سوال من تو روشن کن آسمان دلم را به پرتوی خورشید بی زوال همیشه زلال من
شبهای بی قراری ستاره می شمارم دل تنگی هام نم نم با گریه هام می بارن با شاخه های بی برگ در اشتیاق بارون یه تک درخت تنها تو غربت بیابون تمام هستی من یه کوله بار خالیست حضور سوت و کورم بهار نقش قالیست فریاد بی صدام بغض گرامی من در معرض زوال اینک تمام رویای هر شب من تصویری از بهاره یه پنجره تبسم یه جاده انتظاره... |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 11:10 توسط آیناز |
|
|
صفحه نخست آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دوباره شب ، دوباره سکوت ، دوباره تنهایی ، دوباره من و یک دنیا خاطره . دوباره تنها شدم دوباره دلم تنگ است به اندازه ی غم یک گل پژمرده. به اندازه ی سوز و تب یک دشت باران نخورده . |
| پیوندهای روزانه |
|
|
| برای دل خودم | |||||
|
|