|
باور کن
|
|
باور كن ، صدامو باور كن صدايي كه تلخ و خسته س باور كن ، قلبمو باور كن قلبي كه كوهه ، اما شكسته س باور كن ، دستامو باور كن كه ساقه نوازشه باور كن ، چشم منو باور كن كه يك قصيده خواهشه وسوسه عاشق شدن التهاب لحظه هامه حسرت فرياد كردنه اسم كسي با صدامه اسم تو هر اسمي كه هست مثل غزل چه عاشقانه س پر وسوسه مثل سفر مثل غربت صادقانه س باور كن اسممو باور كن من فصل بارون و برگم مطرود باغ و گل و شبنم درختم ، درخت خشكي تو دست تگرگم باور كن هميشه باور كن كه من به عشق صادقم باور كن حرف منو باور كن كه من هميشه عاشقم
بي تو يك روز در اين فاصله ها خواهم مرد مثل يك بيت ته قافيـــــه ها خواهم مــــــــرد تـــــو كه رفتي همه ثانيه هـــا سايه شدنـــد سايه در سايه آن ثانيه ها خـــواهم مــــــرد شعله هــا بي تو زبـــي رنگي دريــــا گفـتند موج در موج در اين خاطره ها خواهم مرد گـــــم شدم در قـــدم دوري چشمان بهــــــار بي تو يك روز در اين فاصله ها خواهم مرد! |
|
2 نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 8:41 توسط آیناز |
|
|
صفحه نخست آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دوباره شب ، دوباره سکوت ، دوباره تنهایی ، دوباره من و یک دنیا خاطره . دوباره تنها شدم دوباره دلم تنگ است به اندازه ی غم یک گل پژمرده. به اندازه ی سوز و تب یک دشت باران نخورده . |
| پیوندهای روزانه |
|
|
| برای دل خودم | |||||
|
|